تبليغاتX
×××):.:.:.(اشرار 13):.:.:(×××
.................. پرشین رپ ..................
اشرار ۱۳ گروه ما  از سال ۱۳۸۴ تصمیم به کار کرد اما بخواطر مسائلی که در پیش روی داشتیم این امر به مدت ۳ سال عقب افتاد .

اما در حلا حاضر اعضای گروه  یعنی طاها ( خودم ) و علی بیگ این گروه رو راه انداختیم و در حال حاضر یک کار هم بنام اشرار 13  بیرون دادیم که امیدواریم به عنوان اولین کارمون تو وبلاگ قرار دادم

> منتظر کارای بعدی ما باشید <

         ....... طاها ........                        ....... علی بیگ ........

+ نوشته شده در  ساعت 9:22  توسط طاها | 
هیچ کس یکی از اولین رپ کن های ایران است. او 021 را برای معرفی رپ کن های تهرانی درست کرد. او از سه رقم کد تلفن شهر تهران برای اسم آن استفاده کرد و آن را تبدیل به یک سمبل برای شهر تهران در رپ کرد.

......................................................................................................................................

              ۱   ۲   .        

آهنگهای اول هیچ کس به زبان انگلیسی و درباره مشکلات اجتماعی در ایران بود. بعد از آن تصمیم گرفت به زبان فارسی رپ کند زیرا بهتر می توانست احساسات خود را بیان کند، بعد از خواندن چند آهنگ هیچ کس شروع به تجربه کردن سبک های مختلف در رپ کرد. همانطور که می بینید او هم اکنون در هر آهنگ خود یک نوآوری دارد. او از سازهای ایرانی مانند ستار در بیت آهنگ "تیریپ ما" استفاده کرد و همکاری با ریویل برای تلفیق رپ فارسی با رپ غربی. او همچنین درباره موضوعات مختلفی آهنگ خوانده است، از جمله اتحاد در آهنگ "با هم"، خیانت در "پدرخوانده" و همچنین همکاری با خواننده های مختلفی مانند سامان ویلسون از زد بازی.

هیچ کس همیشه سعی کرده کاری نو برای شنوندگان و طرفداران خود ارائه دهد. در حالی که هیچ وقت پشتوانه مالی نداشته است. به نظر او این بزرگترین مشکل خوانندگان زیرزمینی مشکل مالیه. با این حال او هیچ وقت رپ کردن را کنار نگذاشته و همیشه دنبال پیشرفت بوده است.

هیچ کس بر روی آهنگهای جدید خود کار می کند 

+ نوشته شده در  ساعت 21:57  توسط طاها | 

:.:. اگر میخواهید راجع به رپ بیشتر بدونین متن زیر را بخوانید .:.:

وقتی می‌بینم ایرانی‌ها هم به دنبال رپ بازی هستن بیشتر عصبانی ميشم چون این فرهنگ اصلا متعلق به ما نیست و بدتر از اون, از ابتدا به شکل اشتباه و با دانش کم وارد ایران شده.
اما بی علاقگی, هیچ وقت دلیل بر این نشده که به دنبال اطلاعات بیشتر در این زمینه نباشم.
چون ميدونم نود و پنج درصد کسانی که رپ کار می کنند هيچ اطلاعاتی ندارند چند مطلب در اينباره می‌نويسم .
اولین موضوع اینکه, رپ وجود خارجی نداره. به طور مثال اگر قبل از همه گیر شدن اینترنت و شبکه‌های کابلی در کشوری مثل انگلستان واژه رپ رو به کار می‌بردید کسی منظور شما رو به چند دليل متوجه نمی‌شد:
1.چون این موسیقی رو با نام هیپ هاپ می‌شناختند.
2.فرهنگ نژاد گرایی به مانند امریکا در میان مردم ریشه ندونده بود.
3.به علت سلطه سیاهان بر این سبک اخباری ازشون به بیرون درز نمی کرد. حتی بزرگترین موفقیت‌ها
4.رپ یک واژه من دراوردی امریکایی‌ست که تشابه کلامی زیادی با Crap داره. (و حدس من اینه که اولین بار با الهام از کرپ به معنای گند و اشغال, لغت رپ رو برای نسبت دادن به موسیقی سیاهان استفاده کردند که به مرور در میان مردم جا افتاده. البته این فقط یک حدس شخصیه و نباید روش حساب کرد.) طبيعی که يک اصطلاح امريکايی در ديگر کشورها اون هم در اون زمان برد استفاده نداشته.
به هر حال هیپ هاپ به معنای امروزی عمر چندانی نداره و اغازش به دهه 70 میلادی بر می‌گرده در حالی سبکی که هیپ هاپ از اون نشات گرفته به مراتب سابقه‌ی طولانی‌تری داره.
هیپ هاپ زیر شاخه‌ای از سبک سول Soul به شمار مياد.
از دیگر سبک‌هایی که مختص به سیاهان بوده (و دیگه نیست) میشه به گاسپل, بلوز و جاز اشاره کرد.
برای بررسی سبک سول و گاسپل خواه نا خواه باید به دوران برده داری برگشت. یعنی به زمانی که برده‌ها رو کشتی کشتی به دور از خانواده برای کار مجانی به امریکا می‌بردند. از برده‌ها معمولا برای کار در مزارع پنبه پهناور استفاده میشد. مزارعی که اکثرا در ایالت‌های میانی مثل لوییزیانا, تنسی, کارولینای جنوبی و می‌سی‌سی‌پی و غیره قرار داشتند. دولت فدرال امریکا این اجازه رو به ایالت‌ها داده بود تا قانون خودشون رو وضع کنند و به همین علت سرمایه داران محلی هم با استفاده از نفوذشون خرید و فروش برده رو به شرط در نظر گرفتن مزايا برای بردگان, قانونی کرده بودند. البته کلمه مزایا فقط در خارج از مرزهای ایالت و در میان عوام معنا پیدا می کرد. وگرنه همه می دونستند که یک بهانه بیشتر نیست.
بهتره یه کم صحنه سازی کنیم!. برده‌ها با دست و پای بسته در بدترین شرایط و بدون بلد بودن حتی یک کلمه انگلیسی (البته برده‌هایی که از مستعمرات انگلستان میومدن یک چیزهایی بلد بودن) از خانواده جدا میشدن و بعد از شش ماه در بندرگاهی تحویل معامله گران برده می‌شدند. این افراد برده هارو با گاری به ایالت‌های مرکزی منتقل می‌کردند تا درآمدی کسب کنند. در تمام راه یه مشت سفید پوست با اسلحه از اونها مراقبت می‌کردند و مانع فرارشون می‌شدند. بعد از این همه فراز و نشیب هر خانواده چند برده رو برای کارهای منزل و چند ده تارو برای کار در زمین به کار می‌گرفت و معمولا یکی از اونها (یک زن و یک مرد) به زبان انگلیسی مسلط بودند و نقش پل رابط رو بر قرار می‌کردند. برده‌ها صبح به صبح برای کار در مزرعه فراخونده می‌شدن. نگهبانان مسلح در جاده‌های اصلی و
سوار بر اسب نگهبانی می‌دادند و برده‌های بیچاره به میان مزرعه می‌رفتند. مزارع پهناور و دلتنگی یا به عبارت بهتر دل خون سیاهان از زندگی باعث میشد با صدای بلند ترانه‌های سوزناک بخونن. مسلما نسل‌های اولیه به زبان مادری و به تدریج به زبان انگلیسی. صاحبانی که هوش و دل رحمی بیشتری داشتند از این حربه برای هماهنگ کردن کار کارگران استفاده می‌کردند. به طوریکه یکی از مردان با صدای بلند عبارتی رو می خوند و دیگران موظف به تکرار اون عبارت بودند. بی‌سوادی باعث میشد عبارت‌های مورد استفاده کمترین معانی و در بعضی موارد اصلا هیچ معنای خاصی نده.


اما به جنگ داخلی می رسیم. بعد از انجام انتخابات و به ریاست جهموری رسیدن ابراهام لینکلن در سال 1860 هفت ایالت جنوبی امریکا که از نظر کشاورزی در وضع خوبی قرار داشتند و برده داری به شدت بینشون رواج داشت بین خود پیمانی امضا کردند و دولت خودشون رو خود بر پا کردند. ابراهام لینکلن هم به کمک 23 ایالت شمالی ريخت سرشون و هزاران نفر اين وسط تلف شدند. قبل از این جنگ که پنج سال طول کشید. ایالت‌های امریکا به دو دسته‌ی ازاد و برده دار تقسیم شده بودند که با این جنگ بساط اینجور کارها جمع شد.
در دسامبر 1866 در حالی که هشت ماه از اتمام جنگ می‌گذشت لینکلن بالاخره موفق به غیر قانونی کردن برده داری شد. به دستور دولت, گارد ملی مسئول ازاد کردن برده‌ها بود. بسیاری از برده‌ها بلافاصله بعد از رهایی برای در امان موندن از اتفاقات بعدی در لحظه ازادی به ارتش می‌پیوستند و یا به سمت ایالت های شمالی حرکت می‌کردند. همین امر باعث شد پراکندگی سیاهان در امریکا بسیار بیشتر بشه و شهرهای صنعتی مانند دیترویت یا لوییزیانا که فرصت‌های شغلی زیادی برای کارگران فراهم کرده بودند به سرعت مورد توجه سیاهان قرار بگیرند.
برده داری تموم شده بود اما هنوز همون تفکرات قدیمی بر جامعه حاکم بود. جنگ داخلی خسارات بسیار زیادی به بار اورده بود. اما مردم نمی‌تونستند قبول کنن این سیاهی که تا دیروز صبح تا شب با کتک خوردن از ارباب سفید تمامی کارها رو انجام میداد حالا حق ازادی داره. (که همین دلیل منجر به تشکیل کوکلوس کلان ها هم شد)
به همین علت با از بین رفتن برده داری, جامعه به سرعت به جدا سازی رو اورد.

قانونی که بعدها به جیم کرو Jim Crow Laws معروف شد به سرعت در کنگره وقت رای اورد و شامل موارد جالبی بود.
از جمله جداسازی مدارس. توالت عمومی. صندلی پارک. رستوران‌ها
و یا تبصره‌های عجیب تر:
مرد سیاه حق دراز کردن دستش رو برای دست دادن با مرد سفید ندارد.
مرد سیاه حق نگاه کردن به زن سفید را ندارد.
سیاه پوستان هنگام صدا کردن سفید پوستان باید از لفظ اقا یا خانم استفاده کنند.
در اتوبوس یا ماشین عمومی, سیاه پوستان باید در اخرین قسمت بنشینند.
مجازات متخلفان چیزی جز اعدام نبود.مجازاتی که تحت فشار وحشتناک مردم بيشتر از ده هزار بار توسط پليس محلی اعمال شد.

با تموم شدن جنگ موسیقی سیاهان رونق بیشتری گرفت. گروه از دانشگاه فیسک با نامJubliee Singers موفق شدند برای اولین بار در سال 1876 کنسرتی برگزار کنند که البته محور اصلی اهنگ هاشون مذهبی و کلیسایی بود.
با نزدیک شدن به قرن جدید موسیقی سیاهان ديگه تقريبا در بین فرهنگ مردم جا افتاده بود و حتی کسی مثل اسکات جاپلین تونسته بود بین سفید پوستان هم طرفدار پیدا کنه.
همونطور که در مطلب قبل گفتم سه سبک گاسپل جاز و بلوز در ابتدا تحت سیطره سیاهان بود.
گاسپل موسیقی کلیساييست که در مورد شکل گیریش, جدا بودن کلیسای سیاهان از سفید‌ها و متفاوت بودن مذهب امریکایی - افریقایی های اولیه با مسیحیان از مهمترین عاملانش به حساب میان. حتی امروز هم برای شنیدن بهترین صداها در گاسپل توصیه میشه که سری به کلیسای محله‌ی سیاه پوست نشین زد.
اما شروع قرن بیستم با محبوبیت روزافزون بلوز و جاز همراه بود.
در سال 1901 برای اولین یک اهنگ ساخته سیاه پوستان رکورد شد. این اهنگ که ساخته‌ی برت ویلیامز و جورج واکر بود برای یک تاتر موزیکال در برادوی نوشته شده بود. در سال 1911 هم اولین اپرای رسمی یک گروه سیاه پوست بدون برانگیختن مزاحمت سفيد پوستان در سالن کارنی یگ اجرا شد.
بیست سال بعد یعنی در 1921 کار سیاهان رونق بسیار زیادی در برادوی گرفت و گروه‌های جاز و بلوز عضوی جدا ناپذیر در اجراها شدند و اين در واقع پلی شد برای پخش موسیقی سياهان در رادیو.
هر چند الویس پریسلی رو خالق راک می‌دونیم اما نادیده گرفتن نقش سیاهان در شکل گیری این نوع موسیقی احمقانه‌ست.
بعد از اختراع تقریبا اتفاقی گیتار الکتریک کسانی مثل لیتل ریچارد, جکی برنستون در دهه 40
به کمک بیل هالی و صد البته الویس پریسلی و با الهام از سبک های بلوز و کانتری سبک جدید به نام
rockabilly رو به وجود اوردند.
نزدیکترین معادلی که می تونم برای این سبک به کار ببرم “بجنبونش” هست. سبک rockabilly
یک نیم خیز مهم برای به وجود اوردن سبک راک اند رول بود که مطمئنا در وقت دیگری بهش می‌پردازم.
اما در دهه پنجاه و در هنگامی که هنرمندان سیاه پوستی مثل بیگ باپر و چاک بری تونستن با خلق سبک rockabilly به یک اقبال عمومی دست پیدا کنند, الویس پریسلی از پشت کامیون پیاده شد و با الهام از همین سیاه پوستان, کمک هیش3عادی (لغت معادل ندارم واسش - بخونید شایان ضربدر یک میلیون) به محبوبیت راک در بین مردم کرد.
و جالب اینکه همه چهره سفید الویس رو می‌دیدند در حالی که اندیشه‌های اصلی متعلق به سیاهان بود. اما در دهه پنجاه یک مهم دیگه هم افتاد, سبکی به نام سول از درون گاسپل بیرون اومد و هنرمندانی مانند بن کینگ, سام کوک تونستند با اهنگ‌هاشون در چارت سفید پوستان رتبه اول رو کسب کنند.
در دهه شصت و همزمان با اوج گرفتن سخنرانی‌های مارتین لوتر کینگ از سبک سول به عنوان یک سلاح استفاده شد و هنرمندانی مانند مثل جیمز براون با اهنگ‌هاشون بیشترین اعتراض رو به جامعه و مردم امریکا وارد می‌کردند. با ترور لوتر کینگ در سال 1968 (یا 69) اعتراضات سیاه پوستان به بیشترین حد خود رسید و همزمان با بررسی چند باره قانون حقوق مدنی در کنگره, سیاه پوستان از طریق موسیقی بیشترین تاثیر رو بر افکار عمومی گذاشتند.
این اعتراضات در نهایت منجر به ایجاد سبکی به نام هیپ هاپ شد(هیپ هاپ اسم یک نوع رقصه). سبکی که هیچ چیزش مطابق با ارف جامعه اون روز نبود. این سبک در برانکس نیویورک پایه گذاری شد. ابر شهری که از هر قوم و قبیله‌ای چندین هزار نفر رو در خودش جا داده بود.
ایده اولیه این سبک در میان سیاه پوستان شاعر و موسیقیدانی شکل گرفت که از غرب افریقا به امریکا امده بودند. این سیاه پوستان با الهام از سازهای ابتدایی و محلی و بلوز پایه اولیه هیپ هاپ رو گذاشتند. ایده بسیار ساده بود ” بیت رو داشته باش” و البته اين سبک به دنبال خودش فاکتورهایی هم به دنبال اورد. المنت‌های که جزو لا ين فک اين سبک شدند :
DJing - Disk Jockey:

دی جی‌ها ابتدا در رادیو فعالیت می‌کردند و معمولا از صدای پشت میکروفن به عنوان دی جی یاد برده میشد.
دستگاه های مورد استفاده دی جی‌ها ساختاری مثل گرامافون داشت و دی جی‌ها از خاصیت سوزنی استفاده زیادی می بردند. به طوریکه دو دیسک با موسیقی متفاوت در دستگاه می‌گذاشتند و با استفاده تکنیک‌ها و وسايل الکترونيک صدای دو دیسک رو با هم میکس می‌کردند. معمولا از ترکیب یک اهنگ با صداهای مختلف اهنگ جدیدی همزمان ساخته میشد. (ريميکس که می‌شنويد به همين ميگن)
از DJ Kool Herc به عنوان پدر و خالق اين تکنيک ياد میشه.
MCing - Master of Ceremonies:
در واقع همون رپینگ یا به معنای اخیر “رپ کردن” (دوه!) اينها همون وکالیست‌های این سبک هستند. البته کار ام سی‌ها در ابتدا در مجری گری خلاصه میشد. چون اهنگ‌های اولیه فاقد لیریکس بودند اما با گذشت زمان کار ام سی شد وکالیست بودن و خوندن.
Graffiti:
گرافیتی رو میشه هر جایی کشید. رو دیوار. پشت در دستشویی یا رو قطار. وقتی بدون اجازه صاحب ملک کشیده بشه شکل غیر قانونی به خودش می‌گیره. در فرهنگ هیپ هاپ معمولا از گرافیتی برای تثبیت موقعیت گروه استفاده میشه به طوریکه در محله فعالیت گروه ارم گروه رو دیوار می‌کشند و گروه رقیب این گرافیتی‌ها رو خراب می‌کنند.( اين عکس العمل رو بچه گانه فرض نکنيد! - سابقه این کار به طرز برخورد سیاه پوستان دو محله متفاوت بر می‌گرده و فرهنگ هود Hood نشينی - مخفف neighborhood-يکی از مهمترين فرهنگ‌های سياه پوستان به حساب مياد)
Breakdancing:
ام تی وی و مایکل جکسون خیلی به محبوبیت برک دنس کمک کردند. اما رقص‌های اولیه در دهه هفتاد و با الهام از تمرینات بسکتبال و کونگ فو شکل گرفت و از محله برانکس نیویورک به دنیا صادر شد
Beatboxing:
البته نمی‌دونم به این میشه گفت تکنیک یا نه !. بیت باکسینگ یعنی ساختن ملودی و ریتم با دهن!ناگفته نماند تو این زمینه من ید طولایی دارم و تا همين شش هفت سال پيش فکر نمی‌کردم کسی قبل من پايه اين کار رو گذاشته باشه! به هر حال از این تکنیک به عنوان بک وکال هم استفاده میشه و اولین بار در دهه هشتاد پایه گذاری شده
Hip hop Slang:
عنوان اين مطالب رو ديدين؟ Fo-shizzle rap iz et ترجمش به انگليسی ميشه For Sure, Rap is it.
اصطلاحات هيپ هاپ با برداشت از زبان افريقايی - امريکايی‌ها شکل گرفته. باز هم بايد به دوران برده داری برگشت يعنی زمانی که انگليسی‌ها برده ها رو با کشتی به امريکا منتقل می‌کردند.
برخورد سياهان با زبان جديد و تلاش برای برقراری ارتباط در نهايت منجر به يادگيری غلط زبان از طرف سياهان شد. چون در اون زمان يادگيری به صورت شفاهی بود و سياهان هجای کلمات يا عبارات رو هم جايی نمی‌ديدند, زبان رو به بدترين شکل ياد گرفتند. اين زبان به مرور زمان گسترش پيدا وامروزه حتی فرهنگستان هم دارند. مسلما کسی که به انگليسی مسلطه و به مکالمه دو سياه گوش می‌کنه در اکثر اوقات به خنده می‌افته چون هيچ قاعده‌ی معمول انگليسی در اين زبان وجود نداره و لغات اکثرا معنای واقعی خودشون رو نمیدن.
به هر حال اين زبان اخيرا (از دهه نود به بعد) و با حل شدن تدريجی سياهان در جامعه در ميان اکثريت جا افتاد و بسياری از اصطلاحات اين زبان در مکالمات روزانه مردم هم به کار ميره.
شما ملت هم که فکر می‌کنيد اشعار رپ پر از بد بی راه گفتنه اشتباهی جهنمی می‌کنيد, چون در هفتاد درصد مواقع معنای لغت, فحش و توهين نيست (اين رو بريد به رفقای رپرتون بگيد!).

من رپ رو خیلی قبل تر از اینکه سبک موسیقی بدونم یک فرهنگ می‌دونم. توضیحش رو دادم پس واردش نمی‌شم
فرهنگ رپ از برخورد دو فرهنگ متفاوت سیاه و سفید ناشی شده و بحثش از تمام سبک‌های موسیقی دیگه جداست.
سیاه‌ها رپ رو متعلق به خودشون میدونن چون ساخته دست اونهاست و ساده به دستش نیاوردن.
دارم صحبت از قرن 21 می‌کنم. زمانی که امینم خودش رو مطرح کرد.
شما جهان سومی ها خیال می‌کنید چی؟
اگه به واسطه Dr.Dre (که جوامع سیاه پوستان و رپرها به خاطر گروه N.W.A و کارهای سولو خیلی روش حساب میکنن) و گروه D12 نبود امینم هم به سرنوشت بیستی بویز دچار میشد.
چه سرنوشتی؟
بایکوت.
سیاه‌ها رپر های سفید رو یک مشت فرصت طلب می‌دونن و به هیچ وجه حاضر نیستند سهم ازادیشون رو با کسی قسمت کنند.
شما چی خیال می‌کنید؟
همین الان اگه برید تو ایالتی مثل مینه سوتا و داخل يک شهر کوچک که بشيد از همون ابتدا متوجه نصف شدن شهر ميشيد.
قسمت سیاه های اشغال نشین و سفید‌های فئودال.
هاه فکر کردید فرهنگ طرد کردن سیاهان ور افتاده؟
نه رفیق اون فقط مخصوص تلویزیون و برنامه‌های مسخرشه.
باید واقعیت رو دید.
واقعیت اینه که تو ايالت‌هايی دو قرن قبل برده داری ازاد بوده هنوز هیچ سیاهی جرات ورود به کافه‌ی سفید هارو نداره چون میدونه یا با گلوله, یا با مشت لگد جوابشو رو میدن.
واقعیت اینه که تو اون ایالت‌ها یک سفید حاضر نیست با سیاه‌ها زیر یک سقف غذا بخوره.
واقعیت اینه که سیاه‌ها برای حرکت در شهر محدوده‌ی نانوشته اما مشخصی دارن.
چنین قوانینی ممکنه در شهرهای کوچک راحتر قابل اجرا باشه اما در بزرگترین شهرها هم وضع همینه.
می‌خوای واقعیت رو بدونی؟
واقعیت اینه که اگه پلیس تو یه دزدی یه سیاه رو با یه سفید بگیره به اون سیاه بیشتر مشکوکه.
هر دو مضنونن, اما حتی افسر پلیس هم دوست داره سیاهه رو بندازه زندان.
این عمل‌ها چندان بی جواب هم نیست.
هر سفیدی جرات نمی‌کنه به منطقه سیاه‌ها وارد بشه.
حتی پلیس هایی که در مناطق سیاه پوست فعالیت می‌کنند سابقه کاری و فعالیتشون رو با بقیه فرق می‌کنه.
هاه اجتماعات بزرگ؟
کسی اینجا تو نیویورک زندگی نمی‌کنه؟
اگه زندگی میکنی بهتره بهشون بگی از کدوم قسمت شهر به بعد مترو تو دست سیاهاس و اون معدود سفيد پوستای باقيمونده جرات نطق کشيدن هم ندارن.
کسی اینجا تو شیکاگو زندگی نمی‌کنه؟
پس بهتره بهشون بگی. بین سفیدا رسم که بگن سیاه شیکاگویی دو تا فرصت برای زندگی داره. بستکبال یا مواد.
کسی اينجا تو کاليفورنيای جنوبی زندگی نمی‌کنه؟
پس به اينا بگو هفته‌ای چند درگيری مسلحانه بين پانک راکرها با سياه پوستها پيش مياد.
تو قسمت قبل گفتم که فرهنگ هود Hood نشینی یکی از مهمترین فرهنگ های سیاههاست.
محله‌های مخصوص سیاهان همیشه جدا از بقیه بوده .
همیشه کثیف ترین و بدترین جای شهر ماله سیاهها بوده. خونه‌هایی که حاضرم قسم بخورم نمونه‌ش رو تو این شهر پیدا نمی‌کنید.
همین بدبختی باعث شده همشون یا به قاچاق مواد و اسلحه و یا به دله دزدی رو بیارن.
فرهنگ هود نشینی میگه بیزینس ما نه تنها از سفیدها جداست بلکه سیاه‌های محله کناری هم دشمنان ما هستند.
فرهنگ هود نشینی میگه برای وحدت بیشتر باید از لباس و اصطلاحات خودمون استفاده کنیم.
فقط تو فرهنگ هود نشینی می‌تونید کسانی رو پیدا کنید که پدر و مادر ندارن ولی سالهاست که با یکی از همسایه‌ها زندگی می کنند.
فقط تو فرهنگ هود نشینی می تونید شاهد پناه دادن به متهمان فراری باشید.
فقط تو فرهنگ هود نشینی می تونید برادری رو پیدا کنید که افراد فامیلشو به خاطر خیانت به محله‌ی کناری می‌کشه.
رپ به وجود اومد تا از این مشکلات بگه. رپ به وجود اومد تا حباب رویایی تلویزیون رو بشکنه و مشکلات رو بیان کنه.
رپ به وجود اومد تا نفرت سیاهان رو از زندگی بیان کنه.
رپ به وجود اومد تا مرهمی باشه بر زخم های غیر قابل درمان سیاهان.
شما رپ تلویزیونی رو می‌بینید در حالی که سیاهان واقعی و به وجود اورندگان رپ اون رو یک توهین بزرگ به فرهنگ سیاه‌های افریقایی - امریکایی میدونن.
هي! چرا نمی‌خوای قبول کنی پشت تمام کمپانی‌های موسیقی سازی یک مغر سفید خوابیده؟
هاه؟
چرا نمی‌خوای قبول کنی تمام این کمپانی‌ها مجبور به رعایت قوانین و پيروی از خط دادن‌های دولتی هستند؟
هاه!
اونجا امریکاست. جایی که هر کی بیشتر پول داشته باشه قدرت رو داره.
یعنی تو نمی‌خوای قبول کنی دولت باید یک جوری به روی تمام این مشکلات سرپوش بگذاره؟
اوه هوه!
چه راهی بهتر از ازادی عمل دادن به سیاهها؟
نباید گذاشت تا این مشکلات تبدیل به تجمع و تشکل بشه.
اوه هوه!
پس چی کار می کنیم؟
به سیاهها اسکار میدیم. آره ازشون بیشتر ویدیو پخش می‌کنیم!
اصلا یک, نه دو تا تلویزیون مجانی براشون راه میندازیم.
فکر می‌کنی دارم از روی هوا حرف می‌زنم جهان سومی بدبخت؟
اينو بخواه
ولی اینا همش عین واقعیته. یک نگاه به موزیک ویدیوهای تولیدی بنداز.
هاه
کجا می‌تونی جایی بهترین از این برای تبلیغ پيدا کنی؟
هاه!؟!
جدیدترین ماشین ها. جدیدترین وسایل الکترونیکی. لباس‌های هزار دلاری. احمق‌هایی که زنجیر دو کیلویی به گردنشون انداختن و پول‌هاشون رو جلو دوربین بر می‌زنن.
و تو جهان سومی اینجا تو خونت نشستی و با خودت میگی اوه هوه اینو ببین! اونو ببین!
و ناخوداگاهت هم میگه: اصلا این “مشکل” که میگن, چی هست؟
چیزی که خیلی‌ها نمی‌دونن(يا نمی‌خوان بدونن‌) اینه که اون طرف هم از پایین ترین جاها و با بی‌پولی شروع کرده.
این کمپانی‌ها و مغزهای سفید بودن که باعث و بانی موفقیت طرف شدن و هر آن که اراده کنن, می‌تونن طرف به روز اول برگردونن اما این کارو به دو دلیل نمی‌کنن:
1.بیزنسشون به هم می‌خوره.
2.کلاهشون با دولت توی هم میره.
اولین کسی نبودم که چنین کشف (زررررت) بزرگی کردم و کاری هم به موش و گربه بازی ملت و دولت اون کشور ندارم.
می‌خوام بهت بگم:
ما نمی‌تونیم این فرهنگ رو وارد کنیم:
ایا ما با یک هزارم درصد مشکلاتی که سیاهان داشتند و دارند برخوردی داشتیم؟:
آره قبول هر ملتی مشکلات خودش رو داره:
اما…
در حالی که رپ افریقایی - امریکایی متعلق به بدبخترین قشر جامعه‌ست,
تو ایران یه مشت پول دار بی‌اطلاعات صاحب این سبکن.
در حالی که رپرهای واقعی افریقایی - امریکایی یک لباس هم ندارن بپوشن,
جغله‌های جهان سومی ما برای عکس گرفتن شلوار پیرهن شصت هزار تومنی زیپ میکنن.
با سیاه یا سفید بودن طرف کاری ندارم:
مشکل اینه که تو ايران ادم‌هایی دارن از این سبک سو استفاده می‌کنن که کوچکترین شباهتی به ماهیت رپرهای واقعی ندارن.
رفیق تلویزیون خاموش کن. از کانال من واقعیت ها رو ببین.
بگذار من راوی باشم.

 

+ نوشته شده در  ساعت 21:51  توسط طاها | 
نام : طاها                              لقب : طاها ( TAHA )

من طاها هستم از بکس شرق تهران و از اداره کننده های اشرار ۱۳ .

من از سال ۱۳۸۵ به عرصه ی  رپ فارس ملحق شدم اما بخواطر مشکلاتی که پیش رو داشتم نتونستم به مدت ۷ ماه به این کار ادامه بدم .

در سال ۱۳۸۶ من تونستم به پرشین رپ وارد شم و گروه اشرار ۱۳ رو با همکاری علی بیگ بوجود بیاریم .

من به نوعی میتونم بگم که تونستیم از همون ابتدا بصورت نچندان حرفه اب کاری بنام اشرار ۱۳ رو با علی بیگ و کرکس هاس سیاه بصورت کاری قوی بوجود بیاریم . این کار بصورت تک لاین (بخاطر حجم بسیار بالا) گرفته شده و کار خوبی هم شده .

ما در حال پیشرفت هستیم . . . طاها ( TAHA )

+ نوشته شده در  ساعت 18:30  توسط طاها | 
نام: علی                          لقب : بیگ                         

علی بیگ از کسانی هست که از سال ۱۳۸۴ با پرشین رپ اشنایی کامل داشت .

او ورود به عرصه ی پرشین رپ رو امر مهمی میدونه که به همین اساس هم پایبنده .

او در اشعار خودش ابیاتی رو بکار میگیره که با سبکی خاص که در خوندن داره  استیلی جدید رو بوجود بیاره .

اون در نوع خودش  واقعا یه هنر منده  . . .   علی بیگ (ALI BIG )

+ نوشته شده در  ساعت 17:55  توسط طاها | 

Xzibit کار خود را باپیوستن به گروه Likwit که بخشی از رپرهای

West Coast بود آغاز کرد .این گروه شامل افرادی مانند King Tee .

Defari & Tha Liks بود . بعد از امضاء قرارداد در سال ۱۹۹۶ وی

اولین و دومین  آلبوم خود را منتشر کرد . با انتشار این آلبومها وی 

اعتبار باور نکردنی در موزیک رپ خیابانی (Street) بدست آورد .

وی استعدادهای فراوانی از خود در این زمینه نشان داد و فعالیتهای

بسیاری را با رپرهای دیگر از جمله Snoop Dogg , Dr.Dre , Emin3m

و Ice Cube انجام داد . وی بعد از  یک تور هنری آلبوم Restless را

منتشر کرد که کنایه به مایه ای (پول) بود که در طی این تور بدست

آورده بود . حدود ۲ سال بعد آلبوم بعدی خود را در کلمبیا منتشر کرد .

وی هم اکنون در گروهی بنام Strong Arm Steady فعالیت دارد

+ نوشته شده در  ساعت 17:14  توسط طاها | 

اگر به دنبال معنای لغوی evanescence باشین شاید تو بعضی از دیکچنریها همچین کلمه ای رو پیدا نکنین ولی در لغت  به معنای به تدریج محو شدن هستش.
گروه evanescence نه سال پیش توسط ben moody و amy lee که هم مدرسه ای بودن به طور کاملا اتفاقی تشکیل شد.
amy lee خواننده و آهنگساز21 ساله و ben moody هم گیتاریست و آهنگساز 28 ساله گروه هستن که البته ben moody حدود 1 سال پیش بنا به دلایلی از گروه جدا شد. دیگر اعضای این گروه john lecompt که گیتار میزنه william boyd که بیسیست هستش و rocky gray درامر گروه هستن terry blasmo هم از گروه the cold جایگزین ben moody شد.
زادگاه این گروه هم ارکانزاس و شهر کوچک لیتل راک هستش.
قبل از آلبوم جاودانه fallen چند آلبوم ديگه هم درست شده بود كه public نشدن و فقط حدود 200 كپي از آنها تهيه شد.
در مورد سبك آهنگها هم بايد بگم gothic rock هستش . آلبوم fallen حدود 17 ماه پيش release شد و 43 هفته در top 10 بيلبورد بود .5.3 مليون كپي تو آمريكا و 12 مليون كپي هم در كل دنيا فروش داشت . من خودم 15 ماهه كه دارم 11 تا آهنگ fallen رو گوش ميكنم ولي هنوز هم آهنگهاش برام جذابن و تكراري نشدن
يكي از مهمترين دلايل موفقيت fallen اينه كه 7 سال رو اين آلبوم كار شده به طور مثال آهنگ my immortal مربوط به سال 98 هستش
خصوصيت منحصر به فرد آهنگهاي evanescence كه اونها رو از هر نظر با بقيه آهنگها متمايز ميكنه شعر هاي فوق العاده پر معني و عميق اونهاست . آهنگهايي مثل my immortal و tourniuet و imaginary و ... داراي بالاترين سطح محتوا هستن . به نظر من amy lee و ben moody قبل از اينكه آهنگساز خوبي باشن شاعرهاي قابلي هستن.

اين بخش اول معرفي evanescence بود اگر از اين متنم خوشتون اومد بهم بگين تا بخشهاي بعديش رو هم بنويسم
اگر هرجور سوالي در هر موردي كه به evanescence مربوط بشه داشتين من در خدمتم
در مورد آلبوم fallen همونطور كه گفتم 11 تا آهنگ داره كه آهنگهاي bring me to life,hello,my last breath , taking over me , going under ,haunted رو amy lee نوشته و آهنگهايimaginary , every body’s fool , my immortal ,whisper رو ben moody نوشته كه متن آهنگهاش از آهنگهايي كه amy lee ساخته بهتره آهنگ tourniquet رو هم rocky gray درامر گروه نوشته كه مال گروه سابقش يعني soul embraced هستش كه يك گروه christian metal بوده و اصطلاحا اين آهنگ cover شده (به اجراهاي يك artist از يك artist ديگه ميگن cover )
در سايت www.evanescence.com ميتونيد دست نوشته هاي amy lee رو پيدا كنيد.

شايد يكي از دلايلي كه evanescence در ايران خيلي طرفدار نداره اينه كه تا معناي آهنگها رو نفهمي از آهنگاشون خوشت نمياد . يعني نقطه قوت آهنگاشون متن شعرهاشون هستش و نه موسيقي آهنگاشون ولي به محض اينكه متن آهنگاشونو براي خودت ترجمه ميكني ديوونه اين گروه ميشي
در ضمن آلبوم بعديشون هم قراره اوايل سال جديد (ميلادي) به بازار بياد
در مورد amy lee هم بايد بگم دوست پسرش shaun morgan از گروه seether هستش كه آهنگ broken رو هم با هم خوندن.
amy lee به گروه korn خيلي علاقه داره و جديدا آهنگ thoutless اونها رو تو كنسرتهاشون اجرا ميكنن.
ben moody هم كه از band جدا شد براي avril lavigne و jessica simpson چند تا آهنگ ساختش.
حالا ميرسيم به آهنگ bring me to life كه احتمالا همتون شنيدينش:
اين آهنگ sound track فيلم evil dead هم هستش و paul mccoy از گروه stones 12 هم در اون خونده و خيلي راحت evanescence رو به اوج شهرت رسوند هفته ها در صدر چارتها بود و خيليها از جمله من رو جذب اين گروه كرد.
نكته جالب هم اينكه amy lee در يكي از مصاحبه هاش گفته بود كه اين آهنگ باعث شده كه يك نفر از خودكشي كردن منصرف بشه
ويديو اين single بينهايت عالي ساخته شده و در كشور روماني و در ژانويه 2003 درست شده
براي download اين ويديو و همچنين پشت صحنه اون ميتونين به سايت www.evanescence.com مراجعه كنين .
نكته جالب در مورد ساخت اين ويديو اينه كه amy بايد واقعا از يك ديوار صاف بالا ميرفته كه البته اون هم اين كار رو ميكنه!
ويديو بعدي اونها going under بود كه در آلمان و همچنين LA ساخته شد ويديو موفق بعدي my immortal بود كه در بخش قديمي شهر بارسلون اسپانيا ساخته شد و من هنوز هم وقتي به اون گوش ميكنم گريم ميگيره ويديو آخرشون هم every body’s fool بود كه در LA ساخته شد. هر چند من معتقدم هر 11 تا آهنگ fallen توانايي single شدن رو داشتن
در مورد جوايزي كه evanescence دريافت كرد بايد يك توضيح مقدماتي بدم:
همونطور كه ميدونيد در امريكا جشنواره هاي زيادي در مورد موسيقي بر گزار ميشه و يكي دو تا نيست مثل : AMA american music awards – VMA video music awards – teen choices awards – much music awards – billboard – grammy – WMA world music awards و خيليهاي ديگه ولي بايد بهتون بگم اسكار موسيقي و پر ارزش ترين جوايز در دنياي موسيقي grammy هستش كه جايزش به شكل يك شيپور طلاييه بعد از اون هم VMA كه مال mtv هستش
evanescence تقريبا در تمامي فستيوالهاي بالا nominee (كانديدا) شده بود. در grammy هم تو 5 بخش كانديدا بودن كه 2 تاشو بردن best new artist – best hard rock performance

اينم بخش دوم نوشته هاي بي ارزش من در مورد گروه بزرگ evanescence بود . ازتون ميخوام تمام كاستي هاي متنهاي من رو با بزرگواري خودتون بيخيال شين و اگه موردي به ذهنتون رسيد حتما تذكر بدين. در ضمن من به تايپ كردن خيلي عادت ندارم و به خاطر همين خيلي زود خسته ميشم پس بازم بايد منو ببخشين فقط اينو بدونين براي اين نوشته ها بينهايت زياد از انگشتام و همچنين مغز و حافظه و اعصاب و درس و وقت و ... مايه ميزارم و تنها هدفم هم راضي بودن و خوشحال شدن طرفداران evanescence در ايران هستش

+ نوشته شده در  ساعت 17:33  توسط طاها | 
 

 نام كامل:MARSHAL BRUCE MATHERS  
اسامي مستعار:
EM-SLIM SHADY-MARSHAL-RABBIT-DADDY
تاريخ تولد: 17 اكتبر 1972.
محل تولد: كانزاس امريكا.
قد: 175 سانتي متر.
شغل: خواننده، بازيگر، تهيه كننده.
سبك: رپ، هيپ هاپ.
تحصيلات: دبيرستان لينكون. اما ترك تحصيل كرد.
علت شهرت: آلبوم THE SLIM SHADY
در سال 1999.
نام پدر:MARSHAL BRUCE MATHERS 2
نام مادر:DEBBIE BRIGGS MATHERS
----مبتلا به سرطان سينه ميباشد. وي امنم را در سن 15 سالگي بدنيا آورد.
نام برادر ناتني:NATHAN.
نام همسر:KIMBERLY ANN SCOTT---ازدواج: 1999
طلاق:2000.

نام دختر: HAILE JADE SCOTT-----10 ساله.

 دختر فرزند خوانده: ALAINA MATHERS----11 ساله-----دختر خواهر همسر پيشين وي ميباشد.

جوايز دريافتي: 9 بار GRAMMY AWARDS
3 بار
BRIT AWARDS
4 بار
JUNO AWARDS
1 بار
WORLD MUSIC AWARD-4 FHV MTV AWARDS
يك بار
ACADEMY AWARDS.

 

آلبومها:


      Infinite (1996) 


   The Slim Shady EP (1997) 


 The Slim Shady LP (1999)


 The Marshall Mathers LP (2000) 

 

The Eminem Show (2002 

  
  Encore (2004

 

بیوگرافی :

او در  كـودكـي با مـادرش زنـدگي مي كرد چـرا كــه پدرش چـنـدي پس از مـتـولد گشتن

امینم وي و همسرش را رهاكـرد و تنهايشان گذاشت. او و مـادرش نـاچـار بــودند مرتبا

از كـانـزاس بـه دتـرويت نقل مكان كنند. امینـم از كودكي به رپ عــلاقه داشت بطوري كه از

سن 13 سالگي شروع به خـوانـدن در سبـك رپ كـرد. وي در گروه SOUL INTENT به

شهـرت اندكي دست يافت. امینم نخستين آلبوم مستقل خـود را در سـال 1996 بنـام

INFINITE عرضه كــرد كه تنها500 كپي از آن بفروش رفت. او پس از بدنيا آمدن دخترشان

اخـتلافات زناشويي شديدي با همسرش پيدا كرد.همين امر سبب گشت كه با خـوردن قـرص

دست به خود كشي بـزند كـه از آن جــان سالم بدر برد. خودكشي ناكام مانده وي سـبـب شد

 كـه تـمـام وجـود خـود را بـراي تـهـيه آلبوم بـعدي خودش يعني  THE SLIM SHADY بگذارد.

هنگاميكه DR .DRE (يكي از خوانندگان رپ پر آوازه) نمونه ترانه هاي آلبوم جديد امینم را

گوش كرد با وي قراردادي امضا كرد. بنابراين امینم با اين آلبوم در سبك هيپ هاپ به شهرت

دست يافت. يكي از دلايلي كه سبب شهرت امینم گرديد سفيد پوست بودن وي بود. ازآنجايي

كه رپ مختص سياه پوستان است او در واقع نخستين خواننده رپ سفيد پوست بشمار

می اید.

 

* امینم نام هنري خود را با در كنار هم قرار دادن نخستين
حروف نام كـوچك و خـانـوادگـي اش خـلق كــرد كـه ابـتــدا
"M & M" بود كه بعدها به EMINEM تغيير يافت.

* همـواره دومـيــن حرف E در نام هنري وي بطور معكوس
نگاشته ميگردد.

* امنم چپ دست بوده و عينك نيز ميزند.

* امـنـم خـود داراي گروه رپ بنام "D12" ميـبـاشد كه از 6
عضو تشكيل يافته است.

* تـرانه "LOSE YORSELF" از فـيـلـم 8 MILE بـرنـده جـايـزه
اسكار بهترين ترانه گرديد.

* ANGRY BLONE نام كتاب اتوبيوگرافي امينم ميباشد كه
در سـال 2000 منـتـــشر گرديده است. وي در اين كتاب به
شرح ترانه هايش پرداخته است.

* امنم به قرصهاي خواب آور اعتياد دارد.

* فيلم 8MILE  بر اساس زندگينامه خود امنم ساخته گرديد كه خود امنم در اين فيلم نامزد جايزه اسكار بعنوان بهترين بازيگر مرد گرديد.

* منتقدان وي را فردي خشن و زن ستيز معرفي ميكنند.

* امنم يك بار در كودكي  در جريان زدو خورد چنان  مورد ضرب و جرح قرار گرفت كه به كما رفت.

* امنم در ترانه  CLEANING OUT MY CLOSET از دوران كودكي نابسامان و آَشفته خود روايت كرده و همچنين نسبت به مادرش احساس نفرت كرده.

* مادر امنم نيز به خاطر سروده هاي پسرش كه موجب بدنامي و بدگويي وي گرديد وي را به دادگاه كشاند.

* وي در ترانه "MOSH" از جنگ  با عراق سخن بميان آورده و جورج بوش را به باد انتقادهاي بسيار شديدي قرار داده است.

* وي در ترانه STAN كه در آن از THANK YOU كه يكي از آهنگهاي DIDO ميباشد استفاده كرده در واقع داستان مردي را روايت ميكند كه تا آن حد شيفته امنم گرديده كه در انتها خود و دوست دختر باردارش را به كشتن ميدهد.

* وي در يكي از ترانه هايش زنان سياه پوست را در مقايسه با زنان سفيد پوست احمق ناميده.

* وي در ترانه GUILTY CONSCENCE نيز مردي را ترغيب ميكند تا همسرش را به قتل برساند.

* وي تاكنون خوانندگان بسياري را در ترانه هايش تمسخر و تحقير كرده است. از جمله آنها امنم در آلبوم EMINEM SHOW :LIMP BIZKIT-MOBY-NSYNC را مورد تمسخر قرار داده است.

* وي همچنين در ترانه JUST LOSE IT اتهامات كودك آزاري، عمل جراحي بيني و آتش گرفتن موي سر مايكل جكسون در سال 1984 حين فيلم برداري تبليغاتي براي نوشابه پپسي را به باد تمسخر گرفته است.

* وي كريستينا آگوييلرا را نيز متهم به رابطه جنسي با خواننده گروه ليمپ بيزكيت

+ نوشته شده در  ساعت 12:53  توسط طاها | 
fat joe

در سال ۱۹۸۰ میلادی کودکی چاق در یکی از شهر های جاماییکا به

دنیا آمد...او به علت چاقی در همان ابتدای تولد دچار بیماری سختی

 شد و تا ۴ سالگی در بیمارستان به سر می برد....نام این کودک Joe 

 Croni بود...پدر Joe یکی از مبارزان جاماییکایی بود و نقشی در

استقلال کشورش داشت...پدر Joe در یک استودیو موسیقی مسوول

 تدارکات بود....این استودیو متعلق به Bob Marley بود... Joe صبح درس

 میخواند و شبها هم به استودیو می آمد و از پشت شیشه به کار های

 خوانندگان نگاه می کرد..او خیلی دوست داشت که خواننده شود...در

 نهایت به همراه یکی از دوستان سیاه پوستش به نام Jadakiss به

نیویورک آمد و در آنجا مشغول خواندن شد..ابتدا او به صورت زیر زمینی و

 پنهانی کار می کرد تا اینکه در سال ۲۰۰۰  شخصی به نام Curtins

Jackson معروف به 50Cent که اهل جاماییکا بود شعری بر ضد Bob

Marley خواند(اسم این موزیکLie History بود).....با این حرکت Joe 

 تصمیم گرفت تا موزیک در باره وی بخواند..او از شدت عصبانیت نسبت

 به توهین او از کلمات رکیک و زشتی در شعرش استفاده کرد...شاعر

 این شعر خودش بود و آهنگساز آن Puff Diddy بود...اینکه 50Cent عضو

West بود نیز خشم او را دو چندان میکرد..او در نهایت در سال ۲۰۰۱ بعد

 از ۷ ماه تلاش توانست موزیک   Fuck 50 را ضبط کند...این موزیک باعث

 شهرت وی شد ولی بعد از مدتی شهرت او کمتر شد تا اینکه یک گروه

 به نام Terror Squads تشکیل داد و موزیک زیبا و به یاد ماندنی Lean

Back را در سال ۲۰۰۲ خواند و مانند یک بمب در دنیای موسیقی

سیاهان منفجر شد..او سومین سفید پوستی بود که توانسته بود بعد از

 Eminem Beastie Boys شهرت زیادی کسب کند...هنوز هم دشمنی

بین ۵۰ سنت و فت جو ادامه دارد

+ نوشته شده در  ساعت 12:53  توسط طاها | 
 

50cent

متولد جامائيكا است هنگامي که8 ساله بود پدر و مادرش از هم تلاق گرفتند و مادربزرگش سرپرستي او را بر عهده گرفت كمي پس از آن به وسيله ي دوستانش با رپ آشنا شد در سال 1990 به دليل دزدي به زندان افتاد پس ار اين كه از زندان آزاد شد با رپر مشهور Jay-z  و  Nas  آشنا شد و چند آهنگ را با آن ها خواند كمي بعد كمپاني Trackmaster با او قرار داد امضا مي كند و 50سنت بلاخره در سال 1999 آليوم اول خود را ''power of the dollar بيرون مي دهد اما  در آهنگ''How to rob'' به گانگستر هاي است سايد توهين مي كند  و با اين كار جنجالي در 24 مي سال 2000 توسط گروهي از است سايد ترور مي شود و 9 تير به بدن او برخورد مي كند از اين 9 تير 7 عدد به پايه او 1 به ريه و 1 يه شكمش برخورد مي كند اما او به طرز معجزه آسايي زنده مي ماند او 2 سال از رپ دور مي شود و سپس با ''Lloyd Banks وtony yayo گروه چي يونيت را تشكيل
 مي دهد و بعد آلبوم ''guess who's back again' را براي مخالفينش اجرا كرد   كه باعث شد رپرهاي نيويوركي از او حمايت كنند او سپس آلبوم  ''50cent is the future'' و nomercy no fearرا بيرون داد سپس با eminem  وdr dre آشنا مي شود و چند كار با آن ها اجرا مي كندو 50سنت آلبوم ''Get rich or die tryin'' را بيرون مي دهد و به موفقيت فوق العاده اي ميرسد كه بيشتر موفقيت آن از آهنگ in da Club بود فروش آلبوم در 5 روز 872000 نسخه بود كه باعث تعجب همه شد او با تور هاي بزرگ معروف تر مي شود و به عنوان بهترين رپر سال بر گزيده مي شود سپس او چند آلبوم هم با گروهش جي يونيت بيرون داد و يه موفقيتي رويايي رسيد  او سپس با the game آشنا مي شود و به او كمك مي كند تا آلبومي بيرون دهد بعد از آن در اول سال 2005 آلبوم massacre را بيرون مي دهدكه جديدترين آلبوم اين رپر بزرگ است و بسيار موفق مي شود به هر حال او در حال حاضر از بزگان رپ محسوب مي شود

+ نوشته شده در  ساعت 12:47  توسط طاها | 

تولد

لسانه پاریش کروکس (که در سن 6 سالگی اسم توپاک را،از اسم رییس اینکاها - توپاک آمارو 2 که در قرن هجدهم فرمانده ی جنگ در مقابل اسپانیایی ها بود گرفت) در 6 جون 1971 به دنیا آمد.آفنی مادر او عضو گروه پلنگ های سیاه(Black Panthers )بود.وقتی که او باردار توپاک بود ، به علت بمب گذاری به 30 سال زندان محکوم شد,ولی بدون وکیل ، از خودش دفاع کرد و یک ماه قبل از تولد توپاک از زندان آزاد شدو جالب اینجاست توپاک تا سال 1994 پدرش را نمیشناخت.توپاک هم طبق عقاید گروه پلنگ های سیاه بزرگ شد.او به همراه مادر و خواهر ناتنی اش در فقر بزرگ شد و باید به جاهای مختلف نیو یورک پناه می آورد.به همین دلیل همیشه دوست های کمی داشت و همیشه به فکر شعر گفتن و نوشتن خاطره بود.در 12 سالگی به یک کمپانی تئاتر پیوست.در 15 سالگی با مادرش به بالتیمورا در مری لند رفت و در مدرسه ی هنر بلاتیمور قبول و تبدیل به یک شاگرد دوست داشتنی شد.در همان جا بود که اولین قطعه ی رپ خود را با اسم "MC New York" ساخت.دو سال بعد آفنی توپاک را برای زندگی با خانواده ی یکی از دوستانش به مارین سیتی در کالیفورنیا فرستاد.همان جا بود که توپاک زندگی عادی را از دست داد و کم تر قانون را رعایت میکرد.ولی خیلی زود آن مکان را ترک کرد و شروع به در خیابانها و پخش مواد مخدر پرداخت.در همین زمان بود که با افرادی دوست شد که او را در ساخت آهنگ های رپ کمک کردند.مانند ری لوو که با یکدیگر یک گروه رپ به نام "استریکتلی داپ" درست کردند.اولین باری که یکی از آهنگ های توپاک به نام "This is an EP" در یک سی دی ضبط شد،سال 1991 بود.این سی دی مال گروه "Underground Digital" بود.

به سوی شهرت

در اواخر 1991،توپاک 20 ساله با آلبومش به نام "2Pacalypse Now" مشهور شد.خیلی از آهنگ ها مشکلات نژاد پرستی و زندگی در حاشیه ی شهرها را مطرح میکرد.این آلبوم پس از معرفی آن توسط جوانان به هم بسیار شهرت یافت.با این که توپاک میخواست در آلبوم خودش سختی هایی که جوان های سیاه پشت سر میگذاشتند را مطرح میکرد،خیلی از قسمت ها درباره ی خشونت جوان ها و پلیس ها بود.ولی این آلبوم با انتقادهای بسیاری هم رو به رو شد و پس از این که یک جوان پلیسی را کشت و گفت که از این آلبوم ایده گرفته است،این انتقادات به اوج خود رسید.در اکتبر 1991 در اوکلند،دو پلیس به توپاک تذکر دادن چون بدون توجه به چراغ راهنمایی از خیابان گذشته بود و پس از آن توپاک به آن ها گفت : "F**k y' all"و توپاک در آن جا کتک مفصلی خورد و مجبور به پرداخت 42,000 دلار جریمه نقدی شد.در 1992 ، پس از یک مبارزه ی مسلحانه که با مرگ یک کودک 6 ساله تمام شد،توپاک دستگیر شد.ولی توپاک با دادن پول به پدر و مادر آن کودک رضایت آن ها را جلب کرد.در 1993 توپاک با دو پلیس درگیر شد.ولی پلیس ها در حال انجام وظیفه نبودند.با این حال شکایات بسیار شدیدی علیه توپاک مطرح شد.ولی پس از این که مشخص شد دو پلیس مست بودند،پرونده بسته شد.آلبوم بعدی توپاک به نام "Strictly 4 My N.I.G.G.A.Z" بود و در آهنگ های "hit I Get Around" و "Keep Ya Head Up" خودش را یک آدم خشن معرفی کرد.توپاک به همراه دوستانش به نام های بیگ سایک ، ماکادوشیس و برادر ناتنی خودش موپریم آلبوم بعدی خودش را به اسم "Thug Life : Volume 1" با کمپانی اینتر اسکوپ در 1995 بیرون داد.یکی از خالکوبی های توپی THUG LIFE بود به معنی "The Hate U Give Little Infants Fuck Everybody".

دشمنیها و رقابتها

توپاک در طول زندگی دشمنان زیادی داشت اما مهمترین دشمنی اش با Notorious B.I.G و کمپانی پشتیبانش Bad Boy Records بود.این دو نفر در ابتدا دو دوست صمیمی بودند وقتی Notorious B.I.G هنوز ناشناخته بود.وقتی توپاک در زندان بود از حرفهایی که Notorious B.I.G و Puff Daddy درباره ی او به روزنامه ی ویبه زدند عصبانی شد.به علت مشکلاتی که با قانون داشت می خواست از "بازی رپ" بیرون بیاید اما با شنیدن حرفهایی که Notorious B.I.G و Puff Daddy در باره ی او زدند تصمیم گرفت باز گردد و انتقام خود را بگیرد.وقتی داشت فیلم "Poetic Justice" را با جانت جکسن بازی میکرد،توپاک انجام تست AIDS خود داری کرد. توپاک میگفت که مردان دیگر هم این تست را انجام نداده بودند.پس جانت از دست توپاک ناراحت شد و پس از پایان فیلم دیگر با او حرف نزد.ولی توپاک در آهنگ "I Got My Mind Made Up" از او معذرت خواهی کرد.

از طرف دیگر توپاک دشمنی خودش را با Notorious B.I.G ادامه میداد و در آهنگ "Hit 'Em Up" به این که با زن Notorious B.I.G - فیت ایوانز - ارتباط جنسی داشته است اشاره کرد.توپاک با Dr.Dre هم کمی مشکل داشت.Dr.Dre در کمپانی Death Row Records تهیه کننده بود.به نظر توپاک دکتر دری در Death Row Records هیچ کاری نمیکرد و از زحمت بقیه پول در میاود.
هم چنین وقتی که Dr.Dre از شهادت به نفع Snoop Dogg در دادگاه خودداری کرد،از دست او بسیار عصبانی شد.هم چنین توپاک در چند آهنگش به GAY بودن Dr.Dre اشاره کرد.
توپاک از Mobb Deep هم انتقاد کرد.زیرا Mobb Deep توپاک را در یک کنسرت مسخره کرد و توپاک جواب خود را در "Hit 'Em Up" داد.ولی Mobb Deep پس از مرگ توپاک نظرش را عوض کرد و به او بسیار احترام گذاشت.در دسامبر1994،توپاک به تجواز به یک زن در هتل متهم شد.و در فوریه ی 1995،توپاک به 4 سال زندان مجکوم شد.

ولی قبل از تصویب حکم دادگاه،در کنار یک استودیوی ضبط در نیویورک،به توپاک حمله شد و 5 گلوله به سمت او شلیک شد.
توپاک در یک مصاحبه به یاد آورد : در شب 30 نوامبر 1994،او به همراه یکی از دوستانش و مدیر برنامه هایش،برای ضبط کردن یک سری آهنگ به استودیو رفتند.
وقتی داشتند وارد استودیو میشدند،دو نفر به آن ها نزدیک شدند.توپاک فکر میکرد که آن ها پلیس های امنیتی استودیوی Notorious B.I.G هستند.آن دو نفر توپاک و دوستانش را مجبور کردند که روی زمین دراز بکشند.ولی هدف آن ها توپاک بود.به همین دلیل به توپاک 5 گلوله شلیک کردند و تمام جواهرات و پول های او را دزدیدند.توپاک با کمک دوستانش،از آسانسور بالا رفت تا به Notorious B.I.G و Puff Daddyو Lil Cesar برسد.توپاک میگفت که دوستان او کمی مشکوک به نظر میرسیدند.انگار که آن ها تعجب کرده بودند که چرا او هنوز زنده است.ولی به شکلی معجزه آسا توپاک زنده مانده بود.بر خلاف نظر پزشکان،او پس از چند روز از بیمارستان بیرون آمد و چند روز بعد با صندلی چرخ دار به دادگاه رفت تا حکم دادگاهش را در مورد تجاوز به آن زن گوش کند.در زمانی که توپاک در زندان بود،آلبوم او به نام "Me Against The World" چاپ شد.توپاک تنها خواننده ای بود که وقتی در زندان بود،آلبومش در برترین ها شماره ی 1 بود.در همین زمان با کیشا موریس که مدت زیادی بود با هم نامزد بودند هم ازدواج کرد.در اکتبر پس از 8 ماه زندان،توپاک با کمک رییس Death Row Records از زندان بیرون آمد.Shug Night - رییس Death Row Records- برای آزادی توپاک 1.4 میلیون دلار پرداخت کرد و توپاک هم مجبور شد که سه آلبوم برای Death Row Records بسازد.بنابراین پس از آزادیش بلافاصله شروع به کار کردن کرد و در 1996،آلبوم "All Eyes On Me" را بیرون داد.
آخرین آلبومی که توپاک بیرون داد،"The Don Killuminati: The 7 Day Theory" بود که 2 ماه پس از مرگ او چاپ شد.در خیلی از آهنگ های این آلبوم مرگ خود را پیشینی کرده بود.
میگویند که ساخت این آلبوم 7 روز طول کشید و مهم ترین آهنگ آن "Hail Mary" در نیم ساعت ساخته شد.این آلبوم بیش از 5 میلیون فروش کرد.
توپاک داشت یک هنرپیشه ی حرفه ای هم میشد.از 1991 تا 1996،توپاک 7 فیلم بازی کرد.

مرگ

توپاک،پس از این تماشای یک مسابقه ی بوکس بین مایک تایسن و بروک سلدون،با شلیک چند گلوله از یک کادیلاک در لاس وگاس در نوادا،در 7 سپتامبر 1996 به آسیب رسیدو پس از 6 روز در بیمارستان دانشگاه نوادا در ساعت 4 و 3 دقیقه ی صبح در 13 سپاتامبر وقتی که تنها 25 سال داشت درگذشت.

میگویند کسانی که به او گلوله شلیک کردند،از آدم های East Coast و Notorious B.I.G بودند که بسیار با هم رقابت داشتند.پلیس لاس وگاس با این که هنوز رسماً این پرونده را نبسته اند،ولی به این نتیجه رسیدند که کریپس،یکی از گروه های گنگ لوس آنجلس،او را کشتند.
چند ساعت قبل از حمله،توپاک در یک دعوا،به همراه نفرات بلودز(یک گروه گنگ دیگر لوس آنجلس که با کریپس رقابت داشت) در مقابل گروهی دیگر شرکت داشت.باید اشاره کرد که توپاک و Death Row،امنیت خود را به گنگ بلودز واگذار میکردند.
از طرف دیگر Notorious B.I.G و Bad Boy Records،وقتی که هنوز در کالیفورنیا زندگی میکردند،امنیت خود را به گنگ کریپس واگذار میکردند.
در یک گزارش روزنامه ی لاس وگاس تایمز،به این نتیجه رسیدند کهNotorious B.I.G ،که او هم در آن زمان در شهر بود،حاظر شد که برای کشتن توپاک به کریپس پول دهد.

توپاک که پس از حمله در سال 1994،همیشه همراه خودش چند بادی گارد و جلیقه ی ضد گلوله حمل میکرد،آن شب هیچ کدام را همراه نداشت . دلیل این موضوع هنوز یک معماست.
نکته ی جالب این است که نام آخرین آلبوم او "The Don Killuminati: The Seven Day Theory " بود که اگر حروف آن را جابجا کنیم این جمله به دست می آید :

"OK on tha 7th u think I'm dead yet I'm really alive" که معنی آن میشود :
تو فکر میکنی که من در روز 7 میمیرم ولی من هنوز زنده ام.
این شماره ی 7 در چند جای دیگر هم وجود دارد مانند :
7 سپتامبر به او تیر زدند.
از 12 تیر 5 تیر به او خورد و 7 تیر به او نخورد.
او در 4:03 صبح مرد که جمع آن 7 میشود.

جالب این است که تعداد آهنگ هایی که پس از مرگ توپاک از او بیرون آمد بیش تر از تعداد آهنگ هایی است که قبل از مرگش بیرون آمد و آهنگ های او هنوز هم در تمام دنیا ریمیکس میشوند.

در 14 نوامبر 2003 فیلمی درباره ی او به نام "Tupac : Resurrection" ساخته شد که زندگیش را با صدای خودش تعریف کرد.

 

+ نوشته شده در  ساعت 12:45  توسط طاها | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
برای همکاری با ما میتونین با ایمیل زیر با من در ارتباط باشید .
جهت همکاری با ما :
1.میزان اشنایی با پرشین رپ
2.میزان فعالیت در این زمینه
3.سبک در این کار
4.استعداد در این زمینه
از شما پرسیده شده و در صورت داشتن صلاحیت میتونید با ما نماینده رپ شرق (EAST SIDE) همکاری داشته باشید.
ashrar13@yahoo.com <<::::::::: E.mail

نوشته های پیشین
86/05/01 - 86/05/31
آرشیو موضوعی
:.:.:.:. گروه ما ( اشرار 13 ) :.:.:.:.
:.:.:.:. بیوگرافی خودم (طاها ):.:.:.:.
:.:.:.:. بیوگرافی خواننده ها ی رپ :.:.:.
:.:.:.:. بیوگرافی(علی بیگ):.:.:.:.
پیوندها
:.:.:. x-zibi .:.:.:
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM